قصه زندگی ما سخته تمومه نفس هاش
مردم ایران همینن , پرنده وزخم پر هاش
آن زمان که انتظار سخت میشود ,وقت وقته پرگشودن میشود,آن زمان که ناله ها دلگیر شد,صد ستاره در هوا شبگیر شد,صد هزاران روزه و نذر ونیاز ,کرد درهای ریا را باز باز,آن زمان که درد ودل با اشقیاء ,شد بیعت در لباس اولیاء,آن زمان که نان حکم جان گرفت,سهم صد مردم را یک خان گرفت,خون ملت آب پای لاله ها,تیر ها نوری به چشم ژاله ها,آن زمان که قامت بید جنون,سخت تر گشته ز سختی ها کنون,لب ها بسته ز حیرت از زمان ,ناله ها وآه ها روز وشبان,کآی خدا مرگ ما را زود رسان,کآی خدا مرگ مارا ....