مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟

مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟

تا کجا؟

عمری است که عمرم میرود وفهمیدم که در آسمان هوس, نفس میکشم ودگر تاب طاقتم نیست.عمریست که سنم گذشت وحال فهمیدم که نفهمیدن چه نعمتیست.روزگاری روزگارم خوش بود وحال که داشته ام را ازدست داده ام مانند کوری عصا به دست به هر طرف می دوم اما اهسته تر از ایستادن.گذشته ها, آسمان شبم ستاره داشت وحال ستاره شبم در این آسمان تنهایی شده گذشته ام.نمیدانم تا کجای این راه را باید دوید, تا کجا باید از لبخندش گل حسرت چید...تا کجا باید ندید..تا کجا؟تاکجا ,تاکجا باید گفت؟تا کجا؟چقدر سخت است که فکر کنی تنها خودت در این فکری...ای آتش بسوزان که سخت مشتاقم...

ادامه مطلب ...

بماند...

یه عده از مردم خود فروشی میکنند وعدی ای دیگر خودکشی ,مردم از نداری وغم فردا انگار فقر  از این در شان داخل شده وایمان از در دگر بیرون,قبض گاز وبرق وآب شده کابوس بعد از اجاره خانه برای مردم...همان مردم انگار همان 98% درصدی بوند که دبروز....نه نسل بعد از آنند پسرانشانند گویی... یاد حرفش میفتم که پدرانمان چه حقی داشتند که برای ما تعیین تکلیف کنند..خنده ام میگیرد,از همان خنده هایی که وقتی فهمیدم از پول مردم هوایما هدیه میدهند به رییس جمهور کشوری که...در همان حال مردم در مترو..بماند...بماند که چند روز به آغاز سال نو مانده مجلس خودشان گزارش گمشدن 11 میلیارد دلار(اگه بشمارین به تومان چند تا صفر داره نابغه این وشاید چون ملتیم..امتیم نمیتوانیم...(بماند که امت را امامی لازم است..))در دولت را داد و در اغاز سال نو همراه با بهار,سال زیبای جهاد اقتصادی آغاز شد...بماند...گویی سرنوشت این نسل واین مردم برای کتاب تاریخ آیندگان با نوچ نوچ کودکان همراه است ,شاید.من که دقیقا یادم میآد وقتی جریان آغا محمد خان قاجار رو میخوندم میگفتم عجب مردم بی غیرتی....وحال عجب امت همیشه در صحنه ای...همان بماند بهتر است.