مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟

مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟

خدای من...


چقدر خوبه که خیلی چیز هارو نمیفهمیم..وگرنه از خجالت میمردیم...
این یه حدیث قدسیه(حدیثی که مسقیم خود خدا گفته):
مَن طَلَبَنی وَجَدَنی
وَمَن وَجَدَنی عَرَفَنی
وَمَن عَرَفَنی اَحَبَّنی
وَمَن اَحَبَّنی عَشَقَنی
وَمَن عَشَقَنی عَشَقْتُهُ
وَمَن عَشَقْتُهُ قَتَلتُهُ
وَمَن قَتَلته فَعَلَیَّ دیته
ومن علی دیته فانا دیته
*******
هرکه مرا بخواهد می جویدم
و هرکه مرا یافت می شناسدم
وهرکه مرا شناخت دوستم می دارد
و هر که دوستم داشت عاشقم می شود
و هرکه عاشقم شود عاشقش می شوم
و هر که را من عاشقش شوم می کشم
و هرکه را من بکشم خونبهایش بر من است
و هر که خونبهایش بر من باشد
پس من خود خونبهای او هستم


دلتنگ...

  دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا ؟

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا ؟


قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد

   نرگس مست کجا، همدمی خار کجا ؟


سرِّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

  ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا ؟


هر که را تو بپسندی بشود خادم تو

 خدمت عشق کجا، نوکر سربار کجا ؟


کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا ؟
 
 

میخواهم بگویم بیا..دلم تنگ است.اما باز هم تورا برای خود خواسته ام...نه برای تو...