تو رنج و سختی, زجر هارو تنها تحمل کردن خودش یه نوع عشق ورزیدن به اون کسیه که دوسش داری...اینکه سهم درد کشیدن اونو هم به جونت میخری اما نمیزاری ذره ای ازین رنج خم به ابروش بیاره بالاترین نوع ایثاره, عشق ورزیدنیه که تو اوج محبت فقط ممکنه...تو خوشی و راحتی که همه عاشق و معشوقن , ولی تو پیچ و تاب بریدن و نبریدن از سختی هاست که عیار محبت واقعی خودشو نشون میده...هرچند که با دوس داشتن و محبت هم,کم همدیگرو اذیت نمیکنیم...
چشمامو میبندم,هیچ چیزو هیچ کسو نمیبینم یه صدای آروم...یه صدای آشنا...یه صدای خوب تو گوشم میپیچه و واسه چند لحظه همه دردام یادم میره...چقدر خوبه ندیدن...نشنیدن..نفهمیدن...خوش به حال ابر ها ...خوش به حال ساز ها...
چشمامو میبندم و حیف که مجبورم باز هم بازشون کنم...حیف...
ار غوان شاخه همخون جدا مانده من....امسال هم کار خودتو کردی...