مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟

مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟

تمیدانم دگر ۲.

چه روز های خوبی...

عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدالله
ای بخت سرکش تنگش ببر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
وز فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد اه
کافر مبیناد این غم که دیده است
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحر گاه

نظرات 3 + ارسال نظر
گرافیست مدرن پنج‌شنبه 19 اسفند 1389 ساعت 14:09 http://www.pariazizi.blogfa.com

خیلی زیبا بود دوست عزیز

آنچه ما را از پای در میاورد رنج نیست بلکه بی معنا شدن زندگیست ...

وزندگی همراه با ...

بیـ دل جمعه 20 اسفند 1389 ساعت 20:21 http://bidelam.mihanblog.com/

چه روزای خوبی!

گرافیست مدرن شنبه 21 اسفند 1389 ساعت 09:54 http://www.pariazizi.com

روزگاریست که همه عرض بدن می خواهنـد
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهنـد

دیو هستندولی مثل پری می پوشند
گرگهایی که لباس پدری می پوشند

آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند
عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

خب طبیعی است که یک روزه به پایان برسند
عشق هایی که سر پیچ خـیـابــان برسند

آخر یه روز خوب میاد...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد