X
تبلیغات
زولا

مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟
نبود . . .

یادمه از بچگی زود دل میبستم و سخت دل میکندم, یه جورایی یه تیکه از دلم کنده میشد تا دل بکنم...ولی خب زندگیه دیگه یه جوری دل کندنو یادت میده که دیگه هیچ دلی واسه کنده شدن نداشته باشی.....

از بچگی از سلام ذوق میکردمو از خداحافظ متنفر بودم چون حس گس و تلخ بعد از بعضی خداحافظی ها هیچ وقت از بین نرفت, یه جورایی میترسیدم از رفتن, از دیگه نیمدن , دیگه ندیدن, از اینکه ندونی آخرین باره هر چیز کیه....

از بچگیم تنها بودمو روز به روز که بزرگتر میشدم تنهاییم هم بزرگتر میشد, یه روز که به خودم اومدم دیدم تنهاییم شده همه دنیام,همه دوستام,همه عشق هام...

از بچگی همبازیم دوستای خیالی بودن که اخلاقای متفاوت داشتن فقط یکیشون باهام موند اونم که دیگه نیست....

دلم میخواد داد بزنم , یه داد از ته ته ته وجودم...خودمو بالا بیارم از خوردن این همه تنهایی....

ولی خسته تر و تنها تر از این حرفام....

+نوشته شده در شنبه 31 مرداد 1394ساعت15:11توسط ... | نظرات (0)
تعدادرهگذران: 62433

RSS

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه used engines used egnines honda used engines used transmission اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان