مفهومات

کجایه زمان تکه ای از من جا مانده که حالا در پی اش تمام لحظه ها را کابوس میدانم؟کجا؟
و غروب جمعه ای دیگر...

بزن تنبور زَنهِ مستانِ شیدا

بزن تا گم کنم پنهان و پیدا

بزن تا بشکنم این هستی ام را

زِ خاطر برده ام بد مستی ام را

در این دنیای پر, از آدمک ها

کجا جا هست برایه شاپرک ها؟

بزن تا بشکنم در هر سکوتی

که پروازی کنم در هر هبوطی

سرو پا مست شوم پروانه گردم

به دور شمع خود جانانه گردم

بزن آتش سراسر این وجودم

ز شوق تو سراسر در سجودم

به هر خانه که با یادت رسیدم

به جز کعبه دگر هیچ چیز ندیدم

من از من در کمال خود پرستی

تورامن دیدم و,ای من که هستی؟

که هستی تو؟ دراین صورخیالی؟

سماعِ بودِ مایی؟ یا محالی؟

که هستی تو شبیه هرچه عاشق

که هستی در لباس یک شقایق؟

که هستی تو که هستی تو که هستی؟

که در دلها به جای او نشستی؟

که هستی تو که هستی تو..که هستی؟؟؟


فروردین 91

 

+نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت 1391ساعت20:02توسط ... | نظرات (2)
تعدادرهگذران: 62519

RSS

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه used engines used egnines honda used engines used transmission اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان